یزدان سلحشور

آثار و نظرات "ی.س"شاعر , نویسنده , منتقد و روزنامه نگار

فرصت اتفاق هم گم شد!
نویسنده : یزدان سلحشور - ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠
 

               پنج ترانه برای ٨٨        

 

(١)

شلیک شده گلوله های کینه

خونین شده مغز عشق نبش سینه

لبخند میان سنگر لب هامان

افتاده به دام ؛ مرگ بر آیینه!

(٢)

شلیک به باد؛ برگ هم کشته شده

باران،شبنم،تگرگ هم کشته شده

می دانم که...زنده ماندن سخت است

هی!زیر شکنجه... مرگ هم...کشته شده!

(٣)

تنهایی شعله ظرف را می ترساند

برگشت؛سکوت،حرف را می ترساند

موهای سفید رنگ شد در کوچه

شاید که گلوله برف را می ترساند!

(۴)

چشمان فرشته ها همه پف کرده

شیطان سر غیظ بر زمین تف کرده

برگشتی و یک نگاه...خب،پیش آمد

نزدیک ونک... خدا ...تصادف کرده!

(۵)

حالا تو میان برف هی دل دل کن

چل ساله شدی،گذشت! ال کن بل کن!

زرتشت، ولی عصر، نبش یوسف...

بور آمد و رفت دختری که... ول کن!

                                              زمستان 88


 
comment نظرات ()